-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 20:46
⛔️ کنترل و مدیریت احساسات
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 20:46
1️⃣ از مردم بیاموزید. چطور جذابیت ایجاد میکنند. با دقت مشاهده کنید و یاد بگیرید. اگر کسی به نظرتان جذاب بود و یا میتوانست نظر دیگران را به خود جلب کند یاد بگیرید که چطور این کار را انجام میدهد و سعی کنید آن روش را استفاده کنید. 2️⃣ مردم دوست دارند عاشق شوند. تبدیل به کسی شوید که دوست دارند عاشقش شون...
یک سال گذشت
-
تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 21:10
تقریبا یک سال از شروع این نمایشنامه گذشت. نمایشنامه غمگینی بود ولی خیلی هم آموزنده. میخوام پرده جدیدش رو شروع کنم این بار بالغ تر و بالنده تر این بار با محوریت خودم و نه رابطه که اگه بود خیلی خوبه ولی
روز دوم تمرین
-
تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 21:10
بزرگترین قدرت، قدرت کنترل بر خویشتن است. اینکه ذهنت را تربیت کنی که کجا و چه وقت انرژیش را صرف کند. به این ترتیب میتوانی مستقل از بالا و پایین های بیرونی زندگی کنی دیگر خیلی بابت لذتها هیجان زده نمی
عدم قطعیت
-
تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 21:10
پذیرش عدم قطعیت و پذیرش زندگی همانطور که هست بدون تلاش و دعا و امید و آرزو برای آینده مطابق با خواسته هایمان کلید رهایی عظیم است. اینکه هر بار فکر آینده یا نگرانی و فکر پیش بینی و حدس و گمان درمورد
روز بیست و یکم: مهم نیست اگه بی انگیزه ای
-
تاریخ: 1397/2/9 ساعت: 17:28
من بیدار شدن صبح زود رو امتحان کردم با قانون 5 ثانیه و خیلی مفید و موثر بود کلی کار انجام داده بودم و تازه ساعت 9 صبح بود و این خیلی بهم آرامش و خوشحالی میداد و روزم رو ساخت.یکی دیگه از سلسله قوانین 5 ثانیه برای وقتیه که نگرانی انگیزه نداری فکر میکنی حوصله انجام دادن کاری رو نداریمهم نیست هیچکدوم ا...
روز سی ام: والد خود باشید
-
تاریخ: 1397/2/9 ساعت: 17:28
باورم نمیشه با چه سرعتی یک ماه گذشت از ماراتن جدید منیکی دیگه از مسائل ذهن انسان اینه که بسیار زیاد ترجیح میده در حالت خودکار باشه و وارد چالش نشه.هر اتفاق و فعالیت جدید و خارج از روتینی براش حکم زنگ خطر رو داره و درمقابلش مقاومت میکنه.اینطور طراحی شده تا ما رو از خطرات حفظ کنه.بنابراین وقتی میخوای...
روز سی و یکم: ذهنت رو تربیت کن
-
تاریخ: 1397/2/9 ساعت: 17:28
ذهن بخش بسیار قدرتمند وجود ماست و کلید استفاده از این ابرقدرت نیز در دست ماست.یکی از راه های تربیت ذهن شرطی کردن ان است.وقتی مضطرب هستیم همان هورمون هایی ترشح میشود که وقتی هیجان زده ایم.همان علائم را نیز خواهیم داشتپس از این به بعد وقتی احساس اضطراب کردیم به خودمان بگوییم هیجان دارم و به اینصورت ک...
صد و هشتاد
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
شش ماه گذشت از شروع زندگی با نمایشنامه جدید خیلی چالشهای زیادی از سرگذراندم خیلی روزها و شبهای پر تلاش و پر تنشی گذشت ولی امروز که نگاه میکنم واقعا این تلاش موثر بود. قرار نبوده و نیست که کامل شویم و این راهی ست که رو به کمال طی میکنیم بارها و بارها به سرخط برمیگردیم تا دوباره سفری جدید و تحولی جدید...
صد و هشتاد و دو
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
ابهام بخش جدایی ناپذیر یک زندگی سالم و نرمال هست چقدر تحمل ابهام داری؟ چقدر عطش داری برای دانستن پشت پرده همه چیز چقدر تقلا میکنی برای دانستن آینده چقدر هزینه پرداختی برای برطرف کردن این ابهام و آیا برطرف شد؟ اگه برطرف شد آیا باعث شد بهتر زندگی کنی آیا باعث شد خرد بیشتری بیاری تو زندگیت چرا اینقدر م...
صد و هشتاد و سه
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
وقتی احساس میکنی این نمایشنامه به آخرش رسیده کار نکرد جواب نداد نمیدونم چرا ولی همین و من اعلام میکنم رسما شکست خوردم شاید چیزهای دیگه هیچوقت رسمی نشد ولی شکستم به خودم رسمیه میپذیرمش و عبور میکنم شاید فراموش کنم شاید عادت کنم نمیدونم ولی جای زخمش میمونه تا همیشه مثل جای بقیه زخمها شاید کمی عمیق تر ...
صد و هشتاد و چهار
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
دوام آوردم حتی همان روزهایی که فکر میکردم هیچ ادامهای وجود نخواهد داشت. با اینکه نادیدهات گرفتند تلاش کردی دیده شوی و به من گفتی: "درد هم عبور میکند، من کنارت هستم."برای تمام این سالها از تو ممنونم. برای تمام لحظاتی که دوام آوردی و در گوشِ من زمزمه میکردی که "این نیز میگذرد!" تو قطعا دوست داشتنی تری...
صد و هشتاد و پنج
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
صد و هشتاد و هشت
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
حال این روزهای من نا آشنا باز هم قلبی به پایم افتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد باز هم در گیر و دار یک نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد باز هم از چشمه لبهای من تشنه ای سیراب شد,سیراب شد باز هم در بستر آغوش من رهرویی در خواب شد,در خواب شد بر دو چشمش دیده میدوزم به ناز خود نمی دانم چه می جویم در او عاش...
صد و هشتاد و نه
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
رابطه عاطفی جای امیدهای فربه و ناامیدی های وحشتناک نیست رابطه مهمه ولی چقدر؟! اگر سرخوشی میاره نوش ولی باعث سرخوردگی میشه باید فکری به حالش کرد ترمز گذاشت + نوشته شده در Wed 20 Dec 2017ساعت 8:30 PM توسط شهرزاد |
صد و نود
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
صد و نود روز گذشت رسیدیم به تولدم خیلی غمگین انگار گاهی هرچی یاد میگیری و رشد میکنی بازم میرسی به سرخط قطعا که میگذره و به این جمله خواهم خندید ولی خیلی روز غمگینی بود نکته جالب و خوب و شاید بشه گفت روشن ماجرا اینجا بود که انرژی ها بنحو معجزه اسایی کار میکنند کسایی که دوست داری یهویی میبینی بعضی وقت...
صد و نود و یک
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 14:27
برای مدتی در واقعیت همانطور که هست زندگی کن بدون قضاوت. فقط باش و تلاشی برای حل مشکلات یا رسیدن به چیزی نکن کنترل امور را مدتی رها کن و اجازه بده هر آنچه که میخواد اتفاق بیفتد در لحظه باش بدون اینکه تلاشی درجهت کنترل آن انجام دهی. واقعیت درحال تغییر را ببین و لحظه را دنبال کن. این بخش بزرگی از فراین...
روز هشتاد و هفتم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:48
در خاطراتت جانمان حتی خوباش اگر لازمه درسی را فرابگیری یاد بگیر بدون خشم و عقده برگرد به زندگی اینگونه به آرامی خواهی رویید و غم ها خواهند پژمرد تو جوانه بزن چرا اینقدر به حرف دیگران بها میدی. تا کی میخوای تاوان بپردازی چرا به خودت و تصمیمت برای مدتی هرچند کوتاه احترام نمیگزاری با هر حرف و هر اشاره ...
روز هشتاد و هشتم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:48
تمام ان روزها گذشت. تمام ان روزهایی که در انتظار امدنت بیدار میماندم.تمام ان شبهایی که نگران برگشتت بودم و برایت دعا میخواندم.ان روزها گذشت و من بزرگتر شدم.بزرگتر شدم و متوجه شدم همیشه منتظرت هستم. در هر لحظه و هر اتفاق، تو را جستجو میکنم. چه جستجوی عبثی ! چقدر زمان را از دست دادم. به نظرم هیچ از دس...
روز نودم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:48
رابطه عاطفى خوب ساختن ابدا شانسى نيست و هيچوقت كار آسونى نبوده و نخواهد بود.فقط بايد رنج تنهايى، رابطه پر دردسر ، خيانت ديدگى و پشت تلفن اشغال به هزارجا فكر كردن را چشيده باشه يكى تا بفهمه اين درس چقدر ارزش داره،رابطه خوب يعنى روزهاى خوب و معموليش بيشتر از روزهاى بدش باشه و روزهاى بدش كم و كمتر بشه ...